شب های قدر

امشب تمام آینه ها را صدا کنید

گاه اجابت است رو به سوی خداکنید

ای دوستان آبرودار در نزد حق

درنیمه شب قدر دوستان را دعا کنید

فرارسیدن ایام شهادت حضرت علی (ع) تسلیت باد

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند

بردند به دیوان عمل سنجیدند

بیش ازهمگان گناه مابود ولی

ما را به محبت علی(ع)بخشیدند.

با سلام خدمت دوستان عزیز

1- اول یادی می کنیم از دوست عزیزمون، آقای حسین عبدوسی. سالگرد ایشون 25 اسفند ماه بود. یاد و خاطره اش را که اذهان پاک نخواهد شد، گرامی می داریم. روحش شاد.

2- بر طبق آخرین اخبار آقایان امیر عسکریان، مصطفی عضدی و مجید عشقی به جرگه متاهلین پیوستند. به این دوستانمون تبریک عرض می کنیم.

3- و سوما،

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل افروز خوش است

سال 1390 بر همگی دوستان مبارک باد

خاطرات

با سلام به همه دوستان گرامی

با توجه به این که از دوستان خبر خاصی به دست من نمیرسه و مطلب جالبی هم پیدا نکردم و شما دوستان هم مطلبی رو برای وبلاگ ارسال نکردن چند تا عکس از همگی دوستان در وبلاگ قرار دادم که هم چهره ی همدیگر رو فراموش نکنیم و شاید هم دوستان خاطره ای یادشون بیاد و برامون بفرستن. همچنین اگه خبر ازدواجی ، دانشگاهی، و ... از دوستان یادتون اومد که تاحالا نگفتین خبرشو بفرستین تا توی وبلاگ قرار بدیم.

عید فطر


                      حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

    کایام گل و یاسمن و عید صیام است 




ضمن تبریک عید فطر به اطلاع دوستان می رسانم که آقای محمد رضا ملک فر در دوره روزانه مخابرات-میدان دانشگاه شیراز و همچنین آقای مهدی کاظم لو نیز در رشته الکترونیک دانشگاه چابهار قبول شدند. به این دوستان تبریک می گیم. انشالله که موفق باشند.

سربازی

با سلام خدمت دوستان عزیز

همونطور که میدونید بسیاری از دوستانمون به خدمت سربازی رفته بودند و بعضی هم خدمتشون به اتمام رسیده.

اما یکی از دوستان به تازگی خدمت سربازیشون شروع شده. آموزش نظامی ایشون در پادگان خضرایی تهران هست که من به همراه آقای مجتبی باقری به ملاقات شون رفتیم. و التبه عکسی هم از ایشون گرفتیم تا در وبلاگ عکس این دوستون در لباس خدمت سربازی به نمایش در بیاد. 

و این هم عکس آقای علی حسینی در لباس سربازی


خاطره

یکی از دوستان خوبمون لطف کردن و خاطره ای رو نوشتن و برامون فرستادن. بخونید و بگید به نظرتون این خاطره مربوط به چه کسیه


با سلام به همه دوستان

از اونجا كه وبلاگمون خيلي بي سر و صدا شده بود و از جذابيتش به طور محسوسي كاسته شده بود، تصميم گرفتم با هماهنگي آقا مدير اين خاطره رو كه ميشه اسمشو «ناگفته» گذاشت، براتون تعريف كنم:

در يكي از روزهاي گرم فصل تابستان سال 86 ، سر كلاس خسته كننده­ي مخابرات ماهواره­اي كه در ساختمان شماره 2 تشكيل شده بود، حضور داشتيم. فكرشو كنيد حدوداً 4-5 ساعت مي بايست پاي تدريس استاد صاحب علم بشينيم.

 به همين دليل سر اين كلاس رفت و آمد برخي از بچه ها زياد بود. منم كه اصلاً اهل رفت و آمد نبودم، اما اون روز براي رفع خستگي و خوردن مقداري آب رفتم بيرون.(بي خيال درس و كلاس و استاد و...)

پس از رفع خستگي چشمم خورد به سنسورهاي دود يا اعلان حريق كه روش نوشته بود« شيشه را بشكنيد»!!! يك لحظه حس كنجكاويم گل كرد و با انگشت سبابه كمي شيشه را فشار دادم ، شكسته شدن شيشه همانا، به صدا در آمدن آژير خطر و به هم ريختن كلاس همانا!( واي ددم واي  ننم واي)

صداي آژير به قدري زياد بود كه گوشامو گرفتم و به داخل يكي از دستشويي هاي  طبقات بالا پناه بردم... !

اما چند لحظه بعد با خونسردي كامل به كلاس برگشتم. از شانس خوب من يكي دو نفر ديگه از بچه ها كه يكيشون محمد فرهنگ دوست شيطون بود هم بعد من از كلاس خارج شده بودند.(سلام عليكم، من اومدم)

چند دقيقه بعد مسئول كلاس ها( اسمشو نيارم) ، با چهره اي برافروخته و با عصبانيت تمام، بدون در زدن و اجازه گرفتن از استاد و با لحني تند و توهين آميز شروع كرد به بد و بيراه گفتن كه هر كي اين كارو كرده بگه كي بوده تا به حسابش برسيم و ...!!!( بي خيال بابا)

اما نمي دونست كه به كاهدون زده و با كسي طرفه كه دم به تله نميده. از طرفي هم كلي حال كرده بودم بدون اينكه عمدي در كار باشه حال اين ...( استغفر الله) رو گرفته بودم.( تا تو باشي كه...)

خلاصه اينكه گير داده بود هيچ كس از ساختمون خارج نميشه تا تكليف كسي كه اين كارو كرده مشخص بشه. همه باهم رفتيم داخل اتاقش(طبقه همكف) شروع كرديم به بحث و دفاع از خودمون.(مرديكه خجالت نميكشيد با كي طرفه.)

 اما اين وسط دم صاحب علم گرم. يك بارم كه شده يه حالي بهمون داد. با شرايطي كه اون زمان داشت و اتفاقاتي كه اون موقع افتاده بود، كلي ازمون طرفداري كرد و قائله را خاتمه داد.(خوشم اومد با مرام)

سر آخر من خوشحال از اينكه تو كاسه ي كسي گذاشته بودم كه عمري تو كاسه مردم مي ذاشته اما ناراحت از اينكه خلاصه اون كارم آسيب رسوندن به اموال بيت المال بوده ولي از طرفي هيچ وقت فراموش نكردم كه من با نيت منفي اون كارو نكردم. فقط مي خواستم تست كنم كه اولاً شيشه­ي سنسور چقدر ضخامت داره ؟ دوماً تست كنم كه اصلاً سيستم هشدار و اعلام خطرشون كار ميكنه يا دكوريه؟

خلاصه اينكه اگه كار بدي كردم انشالله خدا و همه دوستان منو ببخشن. يا علي...

کارشناسی ارشد


با سلام خدمت همه دوستان عزیز و با عرض که وبلاگ مدتی به روز نشد. 

نتایج ارشد رو هم اعلام کردن. تااینجا با خبر شدیم آقای محمد رضا ملکفر موفق به کسب رتبه 960 شدن. گرچه بدشانسی هم آوردن. وگرنه باید زیر 500 می آوردن. 

از دوستان دیگه هم هنوز خبری در دسترس نیست. 

بنابرین دوستان که در حال گذراندن مقطع کارشناسی ارشد هستند به 5 نفر خواهد رسید.

آقای باقری، عشقی، ملکفر و خودم و خانم گرامی

به آقای ملکفر تبریک عرض می کنیم. انشاالله دکترا


از آقای مهدی جعفری هم بهمون خبری رسیده. ایشون موفق به کسب رتبه 1230 شدن. گرچه در یکی از دروس ظاهرا در پاسخنامه جوابها رو جابجا زدن و می تونستن رتبه خیلی بهتری کسب کنن. ضمنا ایشون چند روز دیگه برای کار به کشور ارمنستان مهاجرت خواهند کرد. انشاالله که در اونجا تحصیلاتشون رو ادامه بدن. برای ایشون نیز آرزوی موفقیت روز افزون داریم. 



باز هم مطلع شدیم که آقای محمد طالب موفق شدن حدود 2-3 ماه پیش در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد شیراز قبول بشن. ولی خبرش دیر بدستمون رسید. به ایشون هم تبریک میگیم.


تبریک سال نو

سال 1389 بر تمامی دوستان عزیر مبارک باد


پروردگارا، در آستانه ی سال نو دست نیایش به بارگاه بزرگواریت بلند دارم و به نیایش آستان پر مهرت پردازم.

پروردگارا، بخشش های دیرینت را سپاسگزارم و به داد و جهش و مهرت امیدوار.


سر نیاز به درگاه بی نیازت فرود آورم و از آستان بزرگی ات خواستارم تا مهری فرمایی که اندوه های دیرین را از یاد ببرم، بی مهری مردمان را ببخشایم، چشم از بدی ها بردارم و زیبایی ها و نیکی های جهان را ببینم. دل به آب و گل به اندازه بدارم و از فزونی جویی دست بردارم تا غم و اندوهم کم شود.

خدایا، دلی مهربانترم ده و روانی روشنتر تا به مهر و مردمی پردازم و دلهای مردمان را شاد سازم.

خدایا، فرزانه ترم کن تا جهانبینی بیاموزم و اندیشه های والاتر بدارم. توانایی ام ده تا لبی خندان و گفتاری شیرین بدارم و ناامیدان را امیدوار سازم.

پروردگارا، مرا یاری کن تا همیاری و همنوایی و همدلی بیاموزم و بزرگواری ده تا دستی باز بدارم و به سوی آنان که ندارند دراز کنم.

خدایا، مرا از بیدادگران و رشک بران نگه دار و همراهی ام کن تا بیدادگری نکنم و رشک نبرم، از کسی بد نگویم و به سخن بدگویان گوش ندهم و آنچه بر خود نمی پسندم بر دیگران روا ندارم.

خدایا، مرا از خودخواهی و خودرایی و خودبینی برهان تا در آتش دوزخ خود نسوزم.

خداوندا، خردمندم فرما تا تو را بشناسم و بندگانت را دوست بدارم. تنی سالم و دلی شاد عطا فرما تا گشایشی در زندگی بدارم و به ستایش و نیایشت پردازم و به یاری تو به دیگران مهر ورزم.

پروردگارا، خداوندا، ایران زمین را که زادگاه من و پدران من است، آزاد و آباد و سرافراز بدار.

اگر در این یک سال از همدیگه خوبی دیدید دعا کنید و اگر از همدیگه بدی دیدید به بزرگی دلتون همدیگه رو ببخشید.



سالگرد

 25 اسفند ماه سالروز تصادف اتوبوس حامل کاروان راهیان نور دانشگاه خیامه. همکلاسی عزیزمون، حسین عبدوسی نیز در در کاروان به اصحاب الشهدا پیوستند. روحش شاد و یادش گرامی باد.


برای شادی روحش یک صلوات و فاتحه بخوانید.


معرفی استاد

خوب حالا دیگه بهتره از بحث ها سیاسی بگذریم. بهتره یک کم حال و هوا رو عوض کنیم. ضمنا هرگونه نظر سیاسی در این پست و پست های بعدی حذف خواهد شد.
این بار یکی از اساتید دانشگاه تهران که الان استاد مشاوره پروژه خودم هم هست رو معرفی کنم تا همچین استادی رو حداقل 4 نفر بشناسن!    

دکتر محمود شاه آبادی

Faculty Picture

دکتر شاه آبادی با اخلاقی منحصر به فرد بهترین استاد دانشکده برق از زبان خود دانشجویان دانشکده برق دانشگاه تهران است. ایشون در هر ضمینه ای که فکر کنید در مخابرات میدان کار کردن از فوتنیک تا آنتن و ....

برای کسب اطلاعات بیشتر از ایشون به آدرس زیر مراجعه کنید.

www.eng.ut.ac.ir/Fa/ECE/shahabadi